هانی و مسواک

من هرشب قبل از خواب مسواک میزنم .gif)

خمیر دندان رو خودم روی مسواک میریزم و به تنهایی مسواک میزنم.gif)
البته قبلا چند بار مامان و بابایی واسم مسواک میزدن ولی الان خودم به تنهایی راه افتادم 

مسواک میزدم و میگفتم مامانی عکس بدیل 

مامانی عکسسسسس

آب رو اونقدر قشنگ توی دهنم میچرخونم بعد میریزم بیرون
که مامانی هی قربون صدقم میبره وقتی نگام میکنه

انسی بروووووووو .gif)
انسی نکن .gif)
انسی برو پیش بی بی .gif)

خب حالا که ولکن نیستی بیا یه ذره نگاه کن و برو , دارم به انسیه آموزش میدم .gif)

انسی زد و موس لب تابمو انداخت و زبونمو گاز دادم که نهایت این رفتار بده انسی رو به مامانم نشون بدم.gif)

بخاطر هندونه حاضرم جون بدم نه فقط بوس بدم
مامانی قول هندونه بهم داده به شرطی که با انسیه خوب باشم و کتکش نزنم .gif)

وقتایی که خیلی تهنام
و کسی رو ندارم رو سرش سوار شم
میشینم و کتاب میخونم

با این کتاب میوه هایی هم که اصلا دست ندارم بخورم رو از حفظ شدم .gif)

پازلو خیلی دوست دارم اما برای یکبار سریع مرتبشون میکنم و اسم میوه ها رو یکی یکی میگم و تمام .gif)

خودم مشوق خودم هستم
مرتبشون که میکنم خودم واسه خودم دست میزنم .gif)



هانی و مسواک
